محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

1079

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

صنعت آن تال‌مكهانه كه دانهء ثمر هندى است برنك كابلى هر دو مساوى كوفته و بيخته در شراب انكورى كهنه جوشانيده تا بقوام آيد بر پارچه ماليده ضماد نمايند و هر روز صبح و شام تبديل كنند نهايت تا سه روز نضج يافته منفجر كردد ضماد ديكر كه همين نفع دارد و بثور و دماميل صلبه و عسرة الاندمال را نافعست صنعت آن صابون رقى ريوند چينى صبر سقوطرى مقل ازرق اجزا مساوى مقل را در آب خيسانيده باقى ادويه را كوفته و بيخته در آن ريزند و بر آتش كذارند و برهم زنند تا منعقد كردد پس فرود آورده على الرّسم به كار برند [ ضماد از براى اورام بارده ] ضماد كه از براى اورام باردهء ورم جكر و تليين صلابات و درد سينهء مزمن و درد مفاصل و عرق النّسا و نقرس و درد دهان چون استعمال كرده شود و بعد از قى كه بهتر از مسهل است و بتجربه رسيده صنعت آن زوفاى رطب و آن چيزى است كه جمع مىشود در زير دنبهء كوسفند كه مىآويزد بر پشم بايد كه آن را كوبيده پشم را جدا كرده با پيه مرغ و پيه اردك از هريك ده درم حل كرده سرشته ضماد نمايند ضماد كه اورام جكر را نافع است صنعت آن جو در سركه خيسانيده تا مهرا شود پنج درم طباشير سفيد فوفل از هريك نيم درم افسنتين رومى كل سرخ قصب الذريرة صندل سفيد شياف ماميثا از هريك يك درم كافور دانكى كوفته و بيخته با جو مسطور سرشته بر لتهء كتانى ماليده بر موضع جكر ضماد نمايند ضماد ديكر كه اورام جكر و معده را نافع است صنعت آن زعفران صبر سقوطرى از هريك قدرى كوفته و بيخته باب كرم ضماد نمايند [ ضماد ديگر ورم صلب معده را تحليل دهد ] ضماد ديكر ورم صلب معده را تحليل دهد زمانى كه مدت آن به طول انجامد و حرارت ساكن شده تب مانده باشد صنعت آن بنفشهء خشك ده درم كل سرخ پنج درم سنبل الطيب مصطكى از هريك سه درم سعد كوفى اذخر مكى قصب الذريره از هريك دو درم آرد حلبه بيست درم كل خطمى سفيد كل بابونه آرد جو از هريك ده درم مجموع را بلعاب بزر كتان سرشته موضع را اولا بروغن ناردين نيم كرم چرب ساخته ضماد نمايند به چهار ساعت قبل از طعام خوردن و بعد از آنكه طعام خورده هضم شده باشد و معده خالى باشد [ ضماد ديگر كه اورام صلب معده را تحليل دهد ] ضماد ديكر كه اورام صلب معده را تحليل دهد زمانى كه مدت آن به طول انجامد و حرارت ساكن‌شده تب مانده باشد صنعت آن بنفشهء خشك ده درم كل سرخ پنج درم سنبل الطيب مصطكى از هريك سه درم سعد كوفى اذخر مكى قصب الذريرة از هريك دو درم آرد حلبه بيست درم كل خطمى سفيد كل بابونه آرد جو از هريك ده درم مجموع را بلعاب بزر كتان سرشته موضع را اولا بروغن ناردين نيم كرم چرب ساخته ضماد نمايند به چهار ساعت قبل از طعام خوردن و بعد از آنكه طعام خورده هضم شده باشد و معده خالى باشد ضماد ديكر كه اورام صلب معده را تحليل دهد صنعت آن حلبه شبّ يمانى كل خطمى سفيد بزرك بابونه مصطكى از هريك پنج درم سنبل الطيب سعد كوفى قصب الذريره اذخر از هريك دو درم موم سفيد سه درم روغن بابونه پانزده درم بدستور طبخ نموده ضماد كنند ضمادى كه ورم بلغمى معده را مفيد است صنعت آن جعده پنج درم افسنتين سنبل الطيب صبر زرد از هريك سه درم و نيم كندر سه درم بيخ خطمى هفت درم پيه بط شش درم پيه مرغ ده درم موم سفيد پانزده درم چنانچه رسم است ضماد سازند ضماد منقول از منهاج الدكان نيكو از براى جميع اورام حارّه خصوص نار فارسى صنعت آن بكيرند كلس يعنى نوره و تصويل نمايند آن را باب هفت مرتبه و صافى نمايند و خشك سازند و بكيرند از خشك آن هفت اوقيه و آب چغندر دو اوقيه موم سفيد چهار اوقيه روغن كل سرخ فائق به قدر حاجت و مهيّا سازند از جميع ضمادى كه به كار برند ضماد ديكر كه بجهة اورام صلبه بسيار نافع است صنعت آن زوفاى خشك عنب الثعلب تخم مرو كثيرا انزروت و حلبهء بزرك كوفته و بيخته بشير تازه پخته زردهء تخم مرغ روغن كل داخل نموده در هاون بدسته بمالند تا چون مرهم شود نيم كرم ضماد كنند و كاهى نان خشك و برك چغندر نيز داخل نمايند ضماد كه ورم بلغمى معده را تحليل دهد صنعت آن جعده پنج درم اكليل الملك حماما فودنه شبت مصطكى از هريك هفت درم كندر شش درم بيخ خطمى پانزده درم پيه مرغ بيست درم موم سفيد سى درم چنانچه رسم است ضماد كنند ضماد لورم الكبد صنعت آن آن سنبل زعفران حب الغار اكليل الملك بابونه باب برك رز در روغن ياسمين ضماد نمايند ضماد كه ورم بارد خصيه را نافع است صنعت آن آرد باقلا حلبه بابونه كمون كرمانى مويز منقى روغن كنجد درهم سرشته ضماد نمايند ضماد كه اورام صلبه را نرم كند مثل دماميل و غيره صنعت آن كنجد شاه‌دانه كل سرخ بزر الكتان حلبه بابونه اكليل الملك تخم شبت از هريك دو مثقال كوفته بكلاب سرشته ضماد نمايند ضمادى كه جميع اورام حاره را در ابتدا نافع بود و ماده را دفع كند صنعت آن شياف ماميثا اقاقيا فوفل صندل سرخ باب عنب الثعلب ضماد كنند ضماد لورم المقعده مجرب صنعت آن مرداسنك پنج درم نشاسته هشت درم سفيداب موم زرد روغن كاو از هريك هشت مثقال پيه بط هفت درم روغن كنجد به قدر كفاف ضماد كه نافع است جهة اورام باردهء خصيه و پستان صنعت آن موم پيه مرغابى كداخته در روغن كنجد بعد از آن مصطكى را در روغن مذكور كه كرم باشد حل كرده با مويز منقى سرشته نيم كرم با يك عدد زردهء تخم مرغ اضافه نموده ضماد كنند ضمادى كه اورام صلبه را نرم كند صنعت آن پشك كوسفند زفت رومى مقل ازرق داخليون زراوند مدحرج اجزا كوفته بشير انجير نارسيده سرشته بر روى كرباسى كشيده ضماد كنند ضماد كه اماس چشم را بنشاند و درد را ساكن كند صنعت آن آرد جو ده درم آرد باقلا پنج درم اقاقيا يك درم سفيدهء تخم مرغ كشنيز تازه و آب كاسنى تازه ممزوج ساخته ضماد كنند ضماد كه اماس بناكوش بنشاند صنعت آن پيه بط پيه مرغ از هريك پنج درم بكدازند و پنج درم پشك كوسفند كهنه كوفته و بيخته بان بسرشند و ضماد نمايند ضماد لورم الخصيه صنعت آن اكليل الملك بابونه خطمى مقل بزر المر و دقيق الحمص كمون اجزا متساوى بطلى بلعاب بزر الكتان و دهن الحل و ربما يزاد فيه زبيب منقى من عجمه ضماد جهة ورم بيضه صنعت آن اسپند يك جزو زنجبيل زردچوبه از هريك ربع جزو نرم كوبيده در آب پخته ضماد نمايند و برك بيد انجير بران كذاشته به‌بندند در دو سه دفعه زايل كردد و اكر قدرى جدوار و فلفل سياه اضافه نمايند ميكردد اقوى ضمادى كه اورام ثدى را نافع است صنعت آن نان كندم آرد باقلا آرد جو خطمى حلبه از هريك دو درم زعفران نيم درم كوفته و بيخته بزردهء تخم‌مرغ ضماد كنند ضمادى كه ورم مقعده را و درد آن را زايل كند صنعت آن پياز را در روغن كل پخته بريان نمايند و چون سرخ كردد كوبيده با شير كرم ضماد نمايند ضماد نافع جهة ورم بيضه و قضيب صنعت آن كل خطمى آرد جو آرد باقلا مساوى با آب به‌پزند تا مهرّا شود زردهء تخم مرغ و قدرى صبر زرد داخل نموده ضماد نمايند و هرگاه ورم متحجر شده باشد زيرهء كرمانى مويز منقى از حبّ كوفته بروغن حبّ الخروع سرشته ضماد نمايند ضماد نافع جهت قوة باه صنعت آن عاقرقرحا فرفيون از هريك دو مثقال و نيم انكوزه يك مثقال و ربع مثقالى فلفل جوزبوا از هريك دو مثقال نرم كوبيده با روغن قسط و روغن بلسان سرشته بر پارچه ماليده كرم نموده بر كمر ضماد نمايند [ بيان ديگر ضمادات ] ضماد حب الاس و افربيون و افسنتين و افيونى و انزروت و جنطيانا و زنبق و سناء مكى و مقل هريك در رسوم خود مذكور شدند و ميشوند ان شاء اللّه تعالى كتاب الطّاء مهملة باب الطّاء مع الباء الموحّدة طباشير بفتح طاى مهمله و فتح باى موحده و الف و كسر شين معجمه و سكون ياى مثناة تحتانيه و راى مهمله چيزيست شبيه بكره‌هايى كه در جوف نوعى از نى كه به زبان هندى توله بانس نامند كه در طرف سهلت و نواح آن از بنكاله بسيار مىشود و در ابتداى آن رطوبتى است سيال مثل آب و بتدريج منعقد ميكردد و چون آن نى را بشكافند از ميان آن برمىآيد و خوب آن سفيد شفاف شبيه بكره استخوانست كه در جوف نى منعقد شده باشد كه چون در آب اندازند حل و متفتت نكردد بلكه صلب‌تر شود و اين قسم را بهندى نس‌لوچن كويند قسم ديكر آنست كه در جوف نى خوب منعقد نشده باشد و بعد شكافتن نى بتدريج منعقد كردد و با ريزه ريزهء بسيار خورد باشد و بعد از آن آن را كوبيده حب بندند